عباس صفاری

به یاد دوست عزیزم عباس صفاری

 فرانسوا تروفو  گفته بود آنهایی که سهم اساسی در زندگی ما داشتند همین مردگانی اند که خیالی اند حالا ولی زندگی ما را می سازند  مثل فیلم  “اتاق سبز “ که ساخته بود که در محرابی جادویی در سایه نور چراغ و سکوت “خیال “ دامن می گستراند  تا  آواز زنده ای شود از دل مردگان .

اینگونه بود و هست که شعر در می اغازید  و شاعر ( عباس )  به لبخند و عشوه و فسون کاری  واژه ها ….

حال شریک رفتگان  است  غیاب اش شوری از اندوه‌ و ‌ مایه ی شوریدگی  شده است  تا آثار ش به گونه ای در ما زندگی بسازند و زندگی کنند 

 علیرغم غم  جانکاه حزن انگیز فقدان حضورش.

در این روزگاری که فلات تنهایی اش باید گفت  او خوشبخت زندگی کرد برای اینکه دنیایی را که با آن اخت گرفته بود دوست داشت و با آن مفهوم از  زیست و تعریف  که از جهان می کرد، دنیای خود ‌و دیگری را معنا می بخشید و دست‌ها و چشم هایش  برای مهربانی ‌و دوستی باز بود.

  

 و‌‌ اما دریغ با این همه به تلخی و دردعافیت سوزی  باید گفت و پذیرفت اکنون‌ او  – عباس دیگر  در میان ما نیست که همدل با رنج و آرزو های آدم ها باشد، و به طنز و دلدادگی کلمه  را محار کند، رها کند،  سپس در تراش و خراشی آن را بیا راید و این دنیای زشت ما را به قلمرو  زیبایی و آزادی ( شعر )  نوید دهد.  

۲۷ ژانویه ۲۰۲۱