ابتذال هیچ معنایی ندارد فقط و فقط انچه که آن را معنامند می كند تجاوز است. تجاوز به معنای گسترده ی آن از تجاوز زبانی و نوشتاری تا هرآنچه که امروزه در شکل های سیاسی و اقتصادی و قومی و ملی… و جنسی و جنسيتی و اخلاقی به فرد و جامعه روا داده می شود که در بر گیرنده ی همه ی ابعاد تبعيض و تحقير أست در خصلتی خشونت خواه و خشونت جو و خشونت خوی كه ميراث خوار ايده و باور از دوران كهن (موضوع و عقیده ها یی که منجمد و تقديس شده) است. و گرنه اگر فرد در خواست اش زندگی آرایی کند و علایق فردی اش را برتابد و فرصت زیستن و لذت از دستاوردهای فردی اش ببرد که خود آنها استوار بر هضم ديگری ست و به يك كلام خردی جمعی است متوجه باشد كه وجود ديگری است كه زندگی اش را قابل فهم و زيستن می كند از منظری تاریخی، چگونه ممکن است ابتذال معنامند شود؟ مگر تابع ايده و باورهايی باشد كه انسا ن را اينگونه شقه شقه كرده است. و آقايی و چاكری ساخته است و مشكلاتي كه امروزه هم چنان با آن درگيريم. مشكلاتی كه دين آوران ودين باوران و یا ایده و اید ه هایی که ساخت و ساحت دروغین و شاخه های گوناگون آنان آن را تزیین و طبيعی جلوه داده اند از این روی فاجعه هم چنان باقی است و اینگونه ست که ايدلوژی (دورغين) و تک خطی دیدن و تک خطی کردن جستجو تحقیق و بعد تحلیل و نتیجه گیری به سود خودت و ایده هات روزگار ما را اینگونه از خويش بيگانه در بيگانه همراه خشونتی در اين ابعاد وحشتناک ساخته است و گرنه ابتذال در معنای اوليه عربيش می ماند و معنای (بخشش) را هم چنان در برداشت نه معنای متاخر تر كه کهنه و كهنگی را می رساند و بر مبنای آن هر چیزی که مغایر با سلیقه و رفتار و نوشتار ما منطبق نباشد او یا آن را مبتذل می نامیم